1

داستان شهری عجیب و مردمی که ایستادن را فراموش کردند

داستان شهری عجیب و مردمی که ایستادن را فراموش کردند
مدیر 23 بهمن 1404 0 14 زمان مطالعه : 1 دقیقه

داستان شهری عجیب و مردمی که ایستادن را فراموش کردند

کتاب «شهری که مردم آن با زانو راه می‌رفتند» داستان جادوگری خودخواه و بی‌خرد است که سعی داشت بدون دیدن توانمندی مردم شهر، آن‌ها را در سطحی پایین آورد که خودش در آن قرار داشت.
4

نظرات (0)

بدون نظر
2
۳
5