گلدانی در میان باروت؛ روایت عشق و وفاداری در گوشه‌ای دنج داروخانه

گلدانی در میان باروت؛ روایت عشق و وفاداری در گوشه‌ای دنج داروخانه
مدیر 25 اسفند 1404 0 2 زمان مطالعه : 1 دقیقه

گلدانی در میان باروت؛ روایت عشق و وفاداری در گوشه‌ای دنج داروخانه

با قدم‌هایی سنگین به سمت پیشخوان آمد. داروساز داروهایش را آماده کرد، اما پیرمرد به جای گرفتن دارو، به سمت میز چرخید. دستان لرزانش را روی قاب عکس گذاشت و زمزمه کرد: حاج آقا، ما تنها موندیم.

نظرات (0)

بدون نظر